|
سال نو مبارك.اميدوارم همه مردم توي سال جديد خوشيهاشون و شاديهاشون و خلاصه همه چيزهاي خوب براشون بيشتر بشه.گروني كمتر بشه حقوقا بيشتر بشه. 
ببخشيد كه اينقدر دير ميام راستش ديگه حس نوشتن ندارم.حتي حوصله ندارم عكسهاي جديد معصومه رو بذارم.فقط بگم كه معصومه ما توي عيد (هفتم فروردين) بالاخره موفق شد كه انگشت پاشو به دهنش برسونه ولي نتونستم از اين لحظه تاريخي عكس بگيرم.ديگه اينكه الان دو سه روزيه كه خونه مامانم هستيم و احتمالا خونه زندگيمونو جمع ميكنيم ميريم نزديك مامانم اينا تا كسي باشه كه مراقب معصومه باشه.چون نتونستم يك پرستار خوب براش گير بيارم و دلمم راضي نشد بذارمش مهد.خلاصه حاضر شدم يكي دو سالي سختي رفت و آمد بين محل كار و خونه رو تحمل كنم تا معصومه از آب و گل دربياد و بتونم بفرستمش مهد.فقط تنها نگرانيم اينه كه بعد از اين مدت نتونم باباي معصومه رو راضي كنم كه دوباره برگرديم همين شهري كه الان هستيم.آخه خيلي از اين شهر بدش مياد.
بازم ببخشيد كه دير اومدم وسيل مشتاقان به اين وبلاگ رو منتظر گذاشتم(يه كم خودمونو تحويل بگيريم.)
دور شدن از آدمهايي كه دوستشان داريم بي فايده است.زمان به ما نشان خواهد داد كه جانشيني براي آنها نيست.
|