|
سلام به همه.هفته گذشته دور از جون همه تون يه كم مريض شده بودم كه اين مريضي من به معصومه هم سرايت كرده بود و باعث نگراني من شد.همچنين باعث شد لپ هاي دخترم آب بشه.دوستام هم كه آخر هفته مي خواستند بيان پيشم از بس اس ام اس دادند و من جواب ندادم(از بس حالم بد بود موبايلم رو خاموش كرده بودم) منصرف شدند و فكر كنم الان با من قهر باشند.راستش روحيه ام اصلا خوب نيست فكر كنم از خستگي باشه.از همه چيز و همه كس خسته ام حتي حوصله خودمم ندارم.شايدم به خاطر گرماي هوا باشه.
اميدوارم هيچ كس همچين حالتي كه من دارم نداشته باشه و هميشه سالم و شاد شاد باشيد.بعد از يه مدت طولاني امروز مي خوام سورپريزتون كنم و چند تا عكس از گلم بذارم.
اين لباس خوشگل رو عمو مهدي براش خريده. دستش درد نكنه.
اينجا دخترم توي ني ني لاي لاي پسر عمه اش نشسته براي همين يه كم براش كوچيكه. اينجا هم دخترم داره براي عموش ابراز احساسات ميكنه.
|