|
سلام سلام صد تا سلام.بالاخره معصومه خانم ياد گرفت سينه خيز بره.اينقدر بامزه ميره.الهي قربونش برم.
راستي فكر مي كنم معصومه دچار كمبود محبت شده. آخه اگه من يا باباش هركدوم ديرتر برسيم خونه براي اون لج مي كنه و چنان گريه اي مي كنه كه بيا و ببين .مثلا همين پنجشنبه پيش وقتي من ديرتر رسيدم خونه تا منو ديد يه جوري گريه كرد كه انگار يكي اونو زده.منو داري تندي رفتم بغلش كردم و شروع كرد به شير خوردن و هرچي باهاش حرف مي زدم اصلا نگام نمي كرد .تا يه كم شير خورد و دلش آروم گرفت و بعد نشست تو بغلم و نگام كرد و شروع كرد به خنديدن. الهي من قربون اون خنده هات برم .
حالا ديروز:يه كم كه شير مي خورد شروع مي كرد به گاز گرفتن و من كه سرش داد مي زدم كه معصومه گاز نگير شروع ميكرد به قهقهه زدن. اينقدر بامزه مي خنديد كه دلم نمي يومد بهش هيچي بگم.ولي براي اينكه اينكار عادتش نشه اونو از شير خوردن محروم كردم.(البته فقط براي چند ثانيه)
درددلي با دخترم:
عزيز دل مامان ! مي دونم كه اين روزا خيلي به من احتياج داري.صبحها كه از خواب پا مي شي وقتي مي بيني من كنارتم كلي خوشحال مي شي و لبخند مي زني .كلا جمعه ها كه با هميم خيلي خوش اخلاق تري.منم دوست دارم تمام روز كنارت باشم . بغلت كنم ببوسمت.باهات بازي كنم.ولي ........
فقط منو ببخش. يادتم باشه كه فقط تو توي اين شرايط نيستي و توي اين دوره و زمونه خيلي از بچه ها كه ماماناشون ميرن سر كار همچين شرايطي دارن.
خيلي خيلي براي مامان عزيزي و از ته ته دلم دوست دارم.  
وقتي تنها شدي. وقتي بغض كردي ولي دليل گريه كردن پيدا نكردي.بدون دل خدا برات تنگ شده.مي خواد صداش كني.  
|