تبليغاتX
انتظار شیرین
 
انتظار سخته ولی وقتی منتظر یک اتفاق خوبی، انتظار، شیرین میشه
 
 
  سلام به همه دوستان خوبم.حال و احوال چطوره؟

راستش می خواستم وقتی آپ کنم که یه سری عکس از معصومه بذارم ولی نشد.بنابراین گفتم فعلا بیام و ماجراهایی که توی این چند روز اخیر اتفاق افتاده رو بنویسم و بعد سر فرصت عکسهای معصومه رو هم میذارم.(با عرض پوزش فراوان از فريده مامان كاميار)

اول از همه:شب جمعه عروسي پسر عموم بود.به محض ورود به سالن و مستقر شدن در جايگاهمان و همزمان با پخش آهنگ معصومه خانم هم شروع كرد به انجام حركات موزون(جلو و عقب رفتن)  Tribal Dance حالا اين خوبه وقتی موسیقی قطع میشد معصومه خانم شروع میکرد به داد زدن.فکرشو بکنید.هر کاری هم میکردم ساکت نمیشد Embarrassed مجبور شدم يه سيب بدم دستش تا ساكت بشه.باور كنيد اونشب معصومه خانم حدود سه چهار تا سيب خورد Kisses تازه یه خانمه که بغلم نشسته بود ظرف میوه اش رو گرفت سمت معصومه و معصومه هم نامردی نکرد سر ایکی ثانیه سیب رو از توی پیش دستی برداشت منو دارین Open Mouth دیدم اگه اینجوری بخواد پیش بره فکر کنم بترکه برای همین فرستادمش طرف مردونه و خودم بعد از دو ساعت که رفتم بیرون دیدم دختر گلم توی بغل بابام خوابیده.آخه بچه ام کلافه شد توی اون عروسی.

دوم: یکی دو روزه وقتی براش لی لی حوضک می خونیم با انگشت اشاره دست چپش کف دست راستش شروع می کنه به دایره کشیدن.اینقدر بامزه میشه.تازه وقتی براش اتل متل توتوله می خونیم و روی پاهاش می زنیم وقتی که تموم میشه و دستمون رو روی زمین می ذاریم خودش دستمونو می گیره و روی پاهاش میذاره که دوباره براش بخونیمAnimated Hearts  Animated Hearts 

سوم: به شدت حسود شده.مخصوصا نسبت به بابابزرگش(پدر شوهرم=عموم).مخصوصا وقتی پسر عمهاش رو که ۴ ماه ازش کوچکتره رو میدادیم دست پدر شوهرم معصومه شروع میکرد به داد زدن و گریه کردن که منم باید بغل کنی و وقتی پدر شوهرم اینو بغل میکرد و علی رو پایین میذاشت معصومه همه رو نگاه میکرد و یه لبخند پیروزمندانه تحویلمون میداد. Liberty  

ببخشید که سرتونو درد آوردم.ممنون از همه تون.شاد باشید و سلامت.  Good Luck

وقتی شادی آروم بخند تا غم بیدار نشه.وقتی غمگینی آروم گریه کن تا شادی ناامید نشه!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط محدثه
 
 
 
 

سلام سلام صد تا سلام.بالاخره معصومه خانم ياد گرفت سينه خيز بره.اينقدر بامزه ميره.الهي قربونش برم.

راستي فكر مي كنم معصومه دچار كمبود محبت شده.آخه اگه من يا باباش هركدوم ديرتر برسيم خونه براي اون لج مي كنه و چنان گريه اي مي كنه كه بيا و ببين.مثلا همين پنجشنبه پيش وقتي من ديرتر رسيدم خونه تا منو ديد يه جوري گريه كرد كه انگار يكي اونو زده.منو داري  تندي رفتم بغلش كردم و شروع كرد به شير خوردن و هرچي باهاش حرف مي زدم اصلا نگام نمي كرد.تا يه كم شير خورد و دلش آروم گرفت و بعد نشست تو بغلم و نگام كرد و شروع كرد به خنديدن.الهي من قربون اون خنده هات برم .

حالا ديروز:يه كم كه شير مي خورد شروع مي كرد به گاز گرفتن و من كه سرش داد مي زدم كه معصومه گاز نگير شروع ميكرد به قهقهه زدن.اينقدر بامزه مي خنديد كه دلم نمي يومد بهش هيچي بگم.ولي براي اينكه اينكار عادتش نشه اونو از شير خوردن محروم كردم.(البته فقط براي چند ثانيه)

درددلي با دخترم:

عزيز دل مامان ! مي دونم كه اين روزا خيلي به من احتياج داري.صبحها كه از خواب پا مي شي وقتي مي بيني من كنارتم كلي خوشحال مي شي و لبخند مي زني .كلا جمعه ها كه با هميم خيلي خوش اخلاق تري.منم دوست دارم تمام روز كنارت باشم . بغلت كنم ببوسمت.باهات بازي كنم.ولي ........

فقط منو ببخش.يادتم باشه كه فقط تو توي اين شرايط نيستي و توي اين دوره و زمونه خيلي از بچه ها كه ماماناشون ميرن سر كار همچين شرايطي دارن.

خيلي خيلي براي مامان عزيزي و از ته ته دلم دوست دارم.

 

وقتي تنها شدي. وقتي بغض كردي ولي دليل گريه كردن پيدا نكردي.بدون دل خدا برات تنگ شده.مي خواد صداش كني.

 
 
 |    نوشته شده توسط محدثه
 
 

pctfx3.1

Lovely Bear Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog تهیه وب پورتال اختصاصی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور