|
سلام.
قديميا ميگن دختر گفته تا سه روز منو نگه دارين بعد از اون خودم ، خودم رو نگه ميدارم.
واقعا راست گفتند.نمونه اش معصومه خانوم ما، اينقدر بلده جاش رو تو دل همه باز كنه با اون زبونش.
باباش گاهي اذيتش مي كنه و ميگه معصومه ، مامانه مال منه.قبلنا تا اين حرف باباش رو مي شنيد تندي باباش رو كنار ميزد و ميومد يه بوس آبدارم ميكرد ولي چند شب پيش بعد از اين حرف باباش تندي باباش رو كنار زد و توي چشمهاي من نگاه كرد و گفت: مامانه، دوست دارم. (اينو از كجا ياد گرفته؟، خدا عالمه)
راه ميره و باباش رو صدا ميكنه: هاددي جون...هاددي جون
ديروز راه ميرفت و مي گفت: علي بيلوو...علي بيلوو ...در واقع منظورشون همون I love you بود.
ديشب لباسي رو كه باباش براش سوغاتي آورده بود تنش كردم و همه بهش گفتند مباركه وقتي بردمش جلوي آينه تا خودشو ببينه كلي ذوق كرد و يه دستي به كلاهش كشيد و گفت: مباركه...مباركه و همينطور راه ميرفت و لباسش رو به همه نشون ميداد و مي گفت: مباركه..
عاشق ماشينه و روزهايي كه خونه مامانم اينا هستيم ، وقتي بابام براي ناهار مياد دور بابام مي چرخه و هرجا بابام ميره مثل سايه دنبالشه و حتي موقع نماز خوندن بابام ميره كنارش ميشينه و وقتي بابام ميره سجده پشتش رو مي ماله و ميگه: نازي...نازي... خلاصه اينقدر دلبري مي كنه تا وقتي بابام داره ميره ايشون رو هم با خودشون ببره و يه دور با ماشين بگردن و بعدشم همونطور ميره توي مغازه پيش بابام ميشينه و هر چي بابام ميگه معصومه حالا بريم خونه، ميگه: نه، تي ويزون نگاه (يعني مي خوام تلويزيون نگاه كنم) بعد از چند دقيقه كه ايشون خوابش مياد بابام ميگه: معصومه حالا بريم خونه. ميگه: نه، قدم (يعني بريم قدم بزنيم) و ميرن بيرون مغازه دوتايي دستشون رو ميگيرن پشتشون و شروع مي كنند به قدم زدن .
خلاصه اين داستان ادامه داره تا من از سر كار بيام و برم مغازه بابام و ايشون رو بردارم و ببرمش خونه و روز بعد هم همين ماجرا دوباره تكرار ميشه.فقط و فقط به عشق سوار شدن ماشين.
چند شب پيش بابام اينا اومده بودن خونه پدر شوهرم اينا(عموم).به محض اينكه همه نشستند معصومه رفت پيش بابام نشست و جم نخورد حالا هر چي ميگيم: معصومه بيا توپ بازي.ميگه: نه ميگيم: بيا موز بخور.ميگه: بابابزرگ موز بده معصومه بوخوره. خلاصه هر كاري كرديم از كنار بابام تكون نخورد.تازه فهميديم كه ايشون اونجوري به بابام چسبيده تا موقع رفتنشون باهاشون بره و ماشين سوار شه. امان از دست اين بچه ها...
|