تبليغاتX
انتظار شیرین - معصومه شیرین زبان
 
 
 
انتظار سخته ولی وقتی منتظر یک اتفاق خوبی، انتظار، شیرین میشه
   
 

سلام سلام صدتا سلام

واي كه چقدر من تنبلم.الان اوج شيرين زبونيهاي معصومه هست و من حوصله ندارم بيام بنويسم.با اين حافظه قوي اي هم كه من دارم حتما حتما هم از يادم نميره.خب خودزني و شكست نفسي بسه ديگه.بريم سراغ اصل مطلب.

جونم براتون بگه كه معصومه خانوم ما از وقتي رفته مهد كودك خيلي شيطون شده و مدام در حال رقصيدنه.(انگار فرستادمش كلاس رقص و آواز)

يه روز برگشته و به من ميگه: مامان! شادي كنيم برقصيم.

تا يه آهنگي از تلويزيون پخش ميشه شروع مي كنه به رقصيدن.تازه به منم ميگه: مامان! بيا برقصيم.

تو راه خونه مون يه موبايل فروشيه كه هر وقت از جلوي اون رد مي شيم بايد به دستور ايشون چند دقيقه اي توقف كنيم و ايشون موبايلها رو يه نگاه بندازن و بعد بريم.تازه ، برگشته به باباش ميگه: بابا! براي من موبايل قرمز بخر.باباش ميگه: تو كوچولويي؟

ميگه: نه.من كوچولو نيستم.من بزرگ شدم.علي كوچولوئه.فكر كنم علي موبايل قرمز دوست داره.(اين واژه فكر كنم رو از كجا ياد گرفته نمي دونم.اصلا نمي دونم معنيش رو مي دونه يا همينجوري و دقيقا هم در جاي مناسب بكار مي بره؟)

مادر شو هرم بهش مي گفت: خانوم دكتر! با عصبانيت ميگه: خانوم دكتر نيستم.معصومه هستم.

توي ماشين كه مي شينيم تا يكي كنارمون ميشينه زل مي زنه تو چشاش و ميگه: مامان! اين كيه؟ يه دفعه يه دختري كنارم نشست كه بينيش رو عمل كرده بود و چسب زده بود.تو چشاي دختره نگاه ميكنه و ميگه: مامان! خاله چي زده؟ تو گوشش گفتم: چسب زده مامان. وقتي پياده شديم به من مي گه: گفتم خاله چي زده؟منم گفتم: چسب زده بود ديگه.ميگه: بووه شده بود؟ چسب زد خوب بشه؟

يه روز داشتيم مي رفتيم خونه.به من ميگه: مامان! سر كار رفته بودي؟

ميگم: آره.

ميگه: عمو ياسر(شوهر عمه اش) سر كار ميره؟

 ميگم: آره.

ميگه: علي سر كار نميره.

ميگم: درسته.علي وقتي بزرگ شد ميخواد بره سر كار.

ميگه: منم دست علي رو بگيرم بريم سر كار.

صبحها كه مي خوام ببرمش مهد كودك  وقتي كوله اش رو پشتش ميزارم.مي پرسه: مامان برام تغذيه گذاشتي؟ شير گذاشتي؟ بچه م فقط نگران شكمشه.گاهي هم وقتي يه چيزي مثلا آب مي خواد ميگه: مامان! شكمم آب مي خواد.

گاهي تو راه خونه كه بغلش ميكنم محكم منو بغل مي كنه و مي بوسه و ميگه: مامان! خيلي دوست دارم.

خلاصه اينكه خيلي خيلي شيرين زبونه و خيلي هم خوب حرف مي زنه.مامان فداي اون شيرين زبونيات بره.به قول خودش: الللهي!!!

اینم عکسهای معصومه کچل من:

Image Hosting by PictureTrail.com Image Hosting by PictureTrail.com

پی نوشت:راستش الان خیلی ناراحتم.توی وبلاگ خانومي مطلبي نوشته بود كه دلم گرفت.ميشه همه براي سلامتي پسرعموش دعا كنيم.يه صلوات براي شفاي اين پسر جوون.

 
 
 |    نوشته شده توسط محدثه
 

pctfx3.3

Pink Bear Template

Interactive Multimedia CD گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Porteghal Team

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی